ارزهای دیجیتالآموزش ارز دیجیتالآموزش بورسآموزش فارکس

آموزش معامله‌گری با استفاده از شناسایی Golden Cross (تقاطع طلایی)

آیا تا به حال عبارت “تقاطع طلایی” را شنیده اید؟ در این نوشته قصد داریم شما را با این سیگنال معاملاتی و نحوه استفاده از آن در معاملات با پرایس اکشن آشنا کنیم. با فیماچارت همراه باشید.

تقاطع طلایی (The Golden Cross)، یک سیگنال معاملاتی برجسته بر اساس میانگین‌های متحرک است که هر دو گروه تحلیلگران تکنیکال و بنیادی با آن آشنا هستند. زمانی که تقاطع طلایی رخ می‌دهد، معامله‌گران انتظار افزایش شدید قیمت را دارند. همتای معکوس این سیگنال، تقاطع مرگ (Death Cross) است. زمانی که تقاطع مرگ رخ می‌دهد، معامله‌گران انتظار سقوط شدید قیمت را دارد. اگرچه این نام‌ها ممکن است نمایشی به نظر برسند، اما ارزش معاملاتی قابل‌ توجهی برای معامله‌گران از خود ارائه می‌دهند.

تقاطع طلایی (The Golden Cross) چیست؟

اگر اولین بار است که در مورد تقاطع طلایی می‌شنوید، نگران نباشید چراکه درک این مبحث بسیار آسان است. بازیگران اصلی در تقاطع طلایی دو مورد زیر:

  • یک میانگین متحرک یا همان مووینگ اوریج (Moving Average) میان مدت.
  • یک میانگین متحرک بلند مدت.

دوره‌هایی که عموما برای این میانگین‌های متحرک استفاده می‌شود، به ترتیب برای میان مدت و بلند مدت، ۵۰ و ۲۰۰ است.

به طور خلاصه، تقاطع طلایی زمانی رخ می‌دهد که دو خط میانگین متحرک میان مدت و بلند مدت در نمودار برخورد و یکدیگر را قطع کنند.

به عنوان مثال زمانی که میانگین متحرک ۵۰ دوره از میانگین متحرک ۲۰۰ دوره عبور می‌کند یا اصطلاحاً آن را به سمت بالا قطع می‌کند. دوره میانگین‌های متحرک می‌تواند روزانه، هفتگی و … باشد.

GoldenCrossMovingAverages

تقاطع طلایی میانگین متحرک ۵۰ دوره و ۲۰۰ دوره

تقاطع طلایی در نمودار بالا همان‌طور که مشاهده‌ می‌شود، به عنوان یک سیگنال و هشدار خرید عمل کرده است. اما در ادامه‌ی این آموزش خواهیم دید که چرا یک معامله‌گر پرایس اکشن، باید کمتر بر استفاده از تقاطع طلایی به عنوان سیگنال خرید تمرکز کند.

آیا تنظیمات میانگین‌های متحرک ثابت هستند؟

پارامترها‌ی میانگین‌های متحرک الزاماً ثابت نیستند، بنابراین معامله‌گر می تواند آنها را تغییر دهد. با این حال، برای هدف معاملاتی در این مقاله، دو اصل باید اعمال شود:

  1. هر دو میانگین متحرک باید از اثرات کوتاه مدت قیمت مصون باشند. یعنی از استفاده از میانگین‌های متحرک کوتاه مدتی که به تغییرات قیمت به سرعت واکنش نشان می‌دهند، خودداری شود.
  2. باید بین دوره‌های میانگین‌های متحرک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. به عنوان مثال ۵۰ دوره در مقابل ۲۰۰ دوره مناسب است، اما ۱۸۰ دوره در مقابل ۲۰۰ دوره جوابگو نخواهد بود.

برای یک رویکرد معتبر تقاطع طلایی نیز توجه این دو اصل ضروری است:

  1. اساسا تقاطع طلایی، حرکات بلند مدت قیمت است.
  2. تعامل بین دو میانگین متحرک، تحلیل معناداری را ارائه می دهد.

میانگین متحرک ساده یا نمایی؟

در مشاهده‌ی تقاطع طلایی، برخی از معامله گران از میانگین‌های متحرک ساده (SMA) و گروهی دیگر از میانگین‌های متحرک نمایی (EMA) استفاده می‌کنند. علت استفاده‌ی این گروه از میانگین‌های متحرک نمایی (EMA)، پاسخگویی بالای آن به حرکات قیمت و واکنش مناسب به نوسانات قیمتی است.

مقایسه‌ی میانگین متحرک نمایی و ساده

مقایسه‌ی میانگین متحرک نمایی و ساده

با این حال، هدف در اینجا، تمرکز بر سیگنال‌های پایدار برای تجزیه و تحلیل کلان است. از این رو، پاسخگویی میانگین‌های متحرک ملاک اصلی نیست. در حقیقت اگر میانگین متحرک نسبت به حرکات کوتاه مدت قیمت سریعتر واکنش نشان دهد، تحلیل بلند مدت را سخت‌تر خواهد کرد. از این رو در این آموزش از میانگین متحرک ساده (SMA) استفاده خواهیم کرد.

از تقاطع طلایی به عنوان چارچوبی برای تجزیه و تحلیل کلان استفاده می‌کنیم و به دنبال معامله کردن با سیگنال‌های آن نیستیم. از این رو واکنش نسبت به حرکات اخیر قیمت، مزیت محسوب نخواهد شد. با این وجود در عمل، تا زمانی که معامله‌گر تحلیل را بر پایه‌ی پرایس اکشن و حرکات قیمت بگذارد و تنها به سیگنال‌های تقاطع طلایی تکیه نکند، استفاده از میانگین متحرک نمایی نیز قابل قبول است.

در نهایت مهم این است که معامله‌گر به تفسیر یک نوع میانگین متحرک عادت کند و در تفسیر مداوم آن ثبات داشته باشد.

دستورالعمل‌های پرایس اکشن در چارچوب تقاطع طلایی

برای یک معامله‌گر پرایس اکشن کار، استفاده از میانگین‌های متحرک یک مشکل شایع است، چرا که او را از حرکات قیمت منحرف می‌کنند. برای رفع این مشکل، در ابتدا چند قانون اساسی تعیین می‌کنیم.

اول، استفاده از میانگین های متحرک را به عنوان حمایت و مقاومت فراموش کنید. اگر تمرکز خود را در یافتن جهش‌های قیمت از میانگین‌های متحرک معطوف کنید، در نهایت با همان میانگین‌های متحرک هم معامله خواهید کرد. این یک مشکل است زیرا آنچه که در اینجا نیاز داریم، معامله با پرایس اکشن، حرکات و واکنش‌های قیمت است.

دوم، روی سیگنال‌های تقاطع‌ها (کراس‌ها) تمرکز نکنید. این واقعیت که یک تقاطع طلایی در قیمت رخ بدهد، برای تجزیه و تحلیل ما مناسب است، اما نباید به عنوان یک سیگنال ورود به آن نگاه کرد. محل دقیق رخ دادن تقاطع طلایی رابطه‌ی مستقیمی با حرکات فعلی قیمت ندارد. بنابراین با استفاده از الگوهای پرایس اکشن در قیمت می‌توان ورودی‌های کم خطر را پیدا کرد.

و سوم، هنگامی که در مورد جهت بازار شک دارید، به تحلیل پرایس اکشن اعتماد کنید. به مثال‌هایی در این باره، در ادامه‌ی مبحث توجه کنید.

تشخیص فازهای مختلف بازار با استفاده از تقاطع طلایی

توانایی تشخیص مراحل و فازهای مختلف بازار برای معامله گران پرایس اکشن بسیار مهم است. برای استفاده از استراتژی تقاطع طلایی در تجزیه و تحلیل کلان، به نمودارهای زیر توجه کنید.

فاز روند

تقاطع طلایی به عنوان یک سیگنال برای رشد و پیشرفت دیدگاه صعودی محسوب می‌شود. در مثال زیر دو سقف متوالی مشخص شده قبل از تبدیل شدن به سطوح حمایتی، به عنوان مقاومت نقطه‌ای شکسته شدند. ساختار و روند بازار نیز از فرض صعودی بودن آن، همان‌طور که تقاطع طلایی نیز به آن اشاره دارد، پشتیبانی می کند. اگر تمرکز معامله‌گر بر روی جهش قیمت از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) بود، معامله‌گر احتمالاً از چرخش قیمت غافل می‌شد.

فاز روند در قیمت بر اساس تقاطع طلایی

شکاف فزاینده‌ی بین دو میانگین متحرک نیز مومنتوم (اندازه‌ی حرکت) روز افزون بازار را برجسته‌تر می‌کند.

فاز سرگردانی

فاز سرگردانی با چند مشخصه تعیین می‌شود. در این فاز تقاطع‌هایی متوالی (هم تقاطع طلایی و هم تقاطع مرگ) در سطوحی تقریباً هم قیمت اتفاق می‌افتند. عدم موفقیت در ادامه‌ی حرکت قیمت، پس از پرتاب اولیه‌ی آن به دور از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) نیز مشخصه‌ی دیگری است که در مثال زیر مشخص شده است.

فاز سرگردانی در قیمت بر اساس تقاطع میانگین‌های متحرک

در فاز سرگردانی، قیمت گاهی بین دو میانگین متحرک انباشته می‌شود و با کمی دقت می‌بینیم که سیگنالهایی که تقاطع طلایی و تقاطع مرگ در این فاز از خود صادر می‌کنند، معکوس انتظاری است که از آنها داریم. این مساله توانایی تشخیص مراحل و فازهای مختلف بازار را دو چندان می‌کند.

نمونه‌های معاملاتی

استراتژی معرفی شده یک رویکرد تحلیلی اختیاری است و بررسی نمونه های بیشتر به کمک معامله‌گر خواهد آمد. دو نمونه را برای فهم بیشتر مطلب در زیر تحلیل می‌کنیم. از طریق این نمونه‌ها خواهید دید که چگونه می توانید بازار را با استفاده از تقاطع طلایی به عنوان نقطه آغازین تحلیل، بررسی کنید.

نمونه‌ی معاملاتی اول

نکاتی که در نمونه‌ی تحلیلی زیر بارز هستند به شرح زیر است:

نمونه‌ی تحلیل بر اساس تقاطع طلایی با دیدگاه کلان

۱. در ابتدا تقاطع طلایی از آغاز احتمالی روند صعودی خبر می‌دهد.

۲. به حملات قیمت به زیر میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ روزه (SMA ۵۰ – خط آبی در تصویر) توجه کنید. بازار بدون تقلای زیادی آنها را نقض کرده و به مسیر اصلی خود پایبند بوده است. اگر این موارد را نمونه‌های فاز سرگردانی مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که کندل‌ها‌ی قیمتی بین سقف‌ها و کف‌ها در ناحیه‌ی بین دو میانگین متحرک همپوشانی بیشتری باهم نسبت به این فاز دارند. در واقع در فاز سرگردانی قیمت کف‌ و سقف‌های جدید مرتباً کف‌ها و سقف‌های قبل خود را نقض و به آنها نفوذ می‌کنند و در دل آنها قرار نمی‌گیرند.

۳. بعد از تقاطع طلایی شکاف و فاصله‌ی قیمتی قابل قبول و تثبیت شده بین دو میانگین متحرک به وجود آمده است. این موضوع نشانه‌ای از افزایش مومنتوم (اندازه حرکت) در روند محسوب می‌شود.

۴. ما به دنبال ورود به بازار با تقاطع طلایی نیستیم. در عوض از الگوهای پرایس اکشن در قیمت به عنوان نقاط ورودی معاملاتی استفاده می کنیم.

نمونه‌ی معاملاتی دوم

نمونه‌ی تحلیل بر اساس تقاطع طلایی با دیدگاه کلان

۱. در این مثال تقاطع طلایی شکل گرفته است اما حرکات قیمت که در پی آن به وجود آمده است، کمی مبهم به نظر می‌رسد.

۲. خط‌چین قرمز سقفی را مشخص می‌کند که قیمت بعد از این که برای اولین بار به میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) واکنش نشان داده، به بالای آن رفته است. شکست قیمت به بالای این سطح برای تایید فاز روند قیمت حیاتی محسوب می‌شود. در هر صورت بازار در اطراف این سطح برای مدتی سرگردان بوده است (با این وجود این بازار همچنان مورد توجه ما قرار می‌گیرد، چرا که میانگین متحرک ساده‌ی ۵۰ روزه (SMA ۵۰ – خط آبی در تصویر) فاصله‌ی مناسبی را با میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) حفظ کرده است).

۳. نفوذ صعودی قیمت به بالای سقف مذکور، بازار را از نوسانات عرضی خارج کرده و روند صعودی را تایید می‌کند.

۴. به بازگشت‌های قیمت (پولبک) بین دو میانگین متحرک توجه کنید. دو مورد ابتدایی حرکاتی عرضی را به دنبال داشتند، اما مورد سوم روند صعودی قیمت را با قدرت تایید کرده است. این موضوع با بازگشت پر قدرت قیمت پس از اتمام پولبک قابل مشاهده است که در ادامه روند صعودی را تایید می‌کند.

۵. پس از تثبیت روند صعودی، به دنبال ورود به بازار با الگوهای پرایس اکشن هستیم. در این میان دو الگوی پین بار (Pin Bar) نقاط معقولی برای این امر محسوب می‌شوند.

با کمی دقت متوجه می‌شویم که پولبک سوم علاوه بر اینکه جهش قیمت از میانگین متحرک ساده‌ی ۲۰۰ روزه (SMA ۲۰۰ – خط زرد در تصویر) محسوب می‌شود، جهش قیمتی از خط چین قرمز که در گذشته مقاومت بوده نیز به حساب می‌آید. در دستورالعمل‌های پرایس اکشن در چارچوب تقاطع طلایی اشاره کردیم که استفاده از میانگین های متحرک را به عنوان حمایت و مقاومت فراموش کنید و تمرکز خود را بر روی جهش قیمت از این سطوح معطوف نکنید. در اینجا حرکت و واکنش سریع قیمت به این سطوح مدنظر قرار می‌گیرد.

این عوامل به عنوان مشاهدات مهم پرایس اکشن محسوب می‌شوند و اگر تمرکز معامله‌گر تنها حول میانگین های متحرک بچرخد، به راحتی حرکات قیمت را ممکن است از دست بدهد.

جمع‌‌بندی

تقاطع طلایی به عنوان یک سیگنال اولیه‌ی تغییر در روند بلند مدت بازار، راهنمایی ارزشمند به شمار می‌آید. هنگامی که بازار و قیمتها به فاز روند وارد می‌شوند، فرصت‌های معاملاتی کم ریسکی بسیاری در بازار به وجود می‌آید. همچنین معمول نیست که بازار برای یک دوره‌ی طولانی در فاز سرگردانی باقی بماند. به این دلیل صبور بودن یک معامله‌گر از عوامل حیاتی محسوب می‌شود.

تقاطع طلایی برای معامله‌گرانی که به دنبال به حداقل رساندن ریسک خود برای معاملات کوتاه مدت هستند، ایده آل نیست. اما این استراتژی برای سرمایه‌گذارانی که به تحلیل فاندامنتال یا بنیادی تکیه می کنند یا مبنای سرمایه‌گذاری آنها بلند مدت است، نقاط ورود مناسب و کاربردی فراهم می‌کنند. برای این دسته از معامله‌گران بلند مدت، نقاط ورود دقیق ضروری نیست، چرا که آنها به سیگنالی نیاز دارند که تطابق دیدگاه تکنیکال با چشم انداز فاندامنتال آنها را تایید کند. این همان تاییدی است که تقاطع صعودی آن را فراهم می‌کند.

در آخر نکته‌ی آموزشی که بیان آن خالی از لطف نیست به این صورت است که حتی به هنگام استفاده از یک استراتژی بر اساس اندیکاتور، می توان دیدگاه پرایس اکشن را نیز در نظر گرفت. این مقاله‌ی آموزشی این رویکرد را برای تقاطع طلایی نشان می‌دهد. اما می‌توان این رویکرد را در اکثر سیستم‌های معاملاتی پیاده کرد.

در نهایت به جای تمرکز کامل بر روی اندیکاتورها یا رد کردن آنها، در تحلیل خود از ادغام کردن آنها با پرایس اکشن بهره ببرید. البته که برای جلوگیری از کامل تکیه کردن بر اندیکاتورها، باید قوانینی اساسی برای سیستم معاملاتی خود تعریف کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا